اختلاف سلیقه والدین در تربیت فرزند

نقش پدر در رشد اجتماعی کودک
نقش پدر در رشد اجتماعی کودک
22 اسفند 1399
آثار تنبیه بدنی در کودک
22 اسفند 1399
اختلاف والدین در تربیت کودک

اختلاف والدین در تربیت کودک

تربیت فرزند و نفع او را از باقی موارد جدا کنید‌، معمولاً اولین قدم این است که اصلاً والدین بخواهند به این هماهنگی برسند.

گاهی، لجبازی‌ها و خشم‌هایی که برسر موضوعات دیگر دارند ‌روی تربیت فرزند تأثیر می‌گذارد.

وقتی من زورم به خانواده‌ی همسرم نرسد، ‌می‌توانم فرزندم را علیه آنها بار بیاورم. بنابراین‌ اول باید خشمی را که از موضوعات دیگر مانده و‌ رقابت‌جویی خودمان را از تربیت فرزند جدا کنیم.

بعد باید ببینید که اصلاً هرکدام از شما ، واقعا چه می‌خواهید و چه انتظاری دارید؟ یک برگه‌ی سفید بردارید و کل انتظارات خود را بنویسید. حالا همه‌ی لیست خود را بخوانید و بسنجید چقدر عینی نوشته‌اید. عینی یعنی این‌که دقیق،‌ جزئی، ‌عملیاتی و روشن باشد. کلی‌گویی کمکی نمی‌کند. «می‌خواهم فرزندم منظم باشد» ‌می‌تواند تعاریف متفاوتی داشته باشد. «می‌خواهم فرزندم مودب و وقت‌شناس باشد» یعنی دقیقاً چه کار کند؟

لیست خود را دوباره به طور عینی و جزئی بنویسید، مثلاً کتاب‌هایش را در اتاق خودش روی قفسه‌ی کتاب‌ها بگذارد. اسباب‌بازی‌هایش را بعد از بازی در سبد کنار تختش بریزد. وقتی وارد خانه‌ی مادرم می‌شویم، به پدر و مادرم سلام کند. وقتی می‌خواهیم به مهمانی برویم، زمانی که قرار است همه آماده باشند،‌ او هم آماده باشد.

قرار نیست همیشه مادر بگذرد یا پدر کوتاه بیاید،‌ از استدلال‌هایی استفاده نکنید که اوضاع را بدتر می‌کند، ‌مثل این‌‌که چون مادر بیشتر وقت‌ها خانه است،‌ حق بیشتری در تربیت فرزند دارد،‌ یا پدر چون مسئول فرزند است،‌ باید تعیین‌کننده باشد. سعی کنید یکدیگر را درک کنید.

از همسرتان هم بخواهید دقیقاً همین کار را انجام بدهد. یعنی همسرتان هم لیست خودش را دقیق و روشن بنویسد.

به یک لیست مشترک برسید، حالا لیست‌ها را کنار هم بگذارید و مقایسه کنید. موارد مشترک را علامت بزنید. قوانینی که هر دو بر سر آنها توافق دارید. بعد به سراغ مواردی بروید که با هم اختلاف‌نظر دارید. کدام را باید انتخاب کرد؟

نکته‌ی مهمی که باید به خاطر داشته باشید‌ این است که هردو به یک اندازه در تربیت فرزندتان حق دارید. دختر یا پسر شما، ‌همان‌قدر فرزند شما است که فرزند همسرتان. با این دید که ببینید،‌ شاید به نظر طرف مقابلتان،‌ هرقدر هم که مخالف اعتقاد شما باشد،‌ بیشتر احترام بگذارید و آن را به عنوان خواسته همسری که به اندازه‌ی شما حق دارد بیشتر بپذیرید.

در این موارد،‌ سعی کنید به یک راه‌حل میانه برسید. مثلاً مادر می‌تواند اجازه بدهد که فرزندش بیرون از اتاقش هم با اسباب‌بازی‌هایش بازی کند و پدر هم قبول کند که هرشب قبل از خواب و زمانی که قرار است مهمان داشته باشند،‌ بهتر است از فرزندشان بخواهد که اسباب‌بازی‌هایش را به اتاق خودش ببرد. مادر قدری از معیارهای سختگیرانه‌اش کوتاه بیاید و پدر هم قبول کند که قدری محدودیت قائل شود.

وقتی راه‌حل میانه‌ای وجود ندارد

در برخی از موارد،‌ اختلاف به صورتی است که راه‌حل میانه‌ای برای آن وجود ندارد. در این صورت چه باید کرد؟

پاسخش این است که؛ ‌باید یکی از طرفین بگذرد. به خاطر منافعی که هماهنگی والدین برای فرزند و تربیت او و نیز ارتباطش با والدین دارد،‌ در هر مورد بدون راه‌حل میانه، ‌یکی از والدین باید نظر دیگری را بپذیرد.

سعی کنید در این حالت ‌تعادلی وجود داشته باشد و هردو واقعا راضی باشند،‌ وگرنه بی‌فایده خواهد بود. قرار نیست همیشه مادر بگذرد یا پدر کوتاه بیاید،‌ از استدلال‌هایی استفاده نکنید که اوضاع را بدتر می‌کند، ‌مثل این‌‌که چون مادر بیشتر وقت‌ها خانه است،‌ حق بیشتری در تربیت فرزند دارد،‌ یا پدر چون مسئول فرزند است،‌ باید تعیین‌کننده باشد. سعی کنید یکدیگر را درک کنید،‌ دلایل خود را به نحوی بیان کنید که طرف مقابل بتواند خودش را جای شما بگذارد و دلیل شما را درک کند. در برخی موارد هم فقط باید ساده بگذرید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دانلود اپلیکیشن